حسين فاطمى
45
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
اين بنده با ساير همراهان به طهران آمده بعد از يكسال كه مرحوم صديق الاطبّاء از استرآباد و مسافرت به مازندران و توقّف در تنكابن مراجعت به طهران فرموده به ديدنشان رفتم در ضمن مذاكرات نقل اين حكايت نموده كه حاجى ميرزا حسن طبيبى است در اشرف و سابقهء معاشرت و همدرسى بود فيما بين من و ايشان در طهران در مدرسهء مروى ، تا پس از تحصيلات مقدّماتى هر دو وارد در طب گرديده . من طبيب فوج ساعد الدّوله شدم و حاج ميرزا حسن ، حكيمباشى اشرف ، چند سالى هم مخابرات و مراسلات فيما بين بوده تا به سبب مسافرتهاى متوالى من در حدود و ثغور مملكت قطع مكاتبه گرديده ابدا اطّلاعى از يكديگر نداشتيم ، چون در اين سفر از استرآباد به اشرف رسيده متذكّر شدم ، ولى چون جناب ايشان اكبر سنّا از من بودند ظنّ غالب بر وفات ايشان داشتم خود مرحوم صديق الاطبّاء زمان نقل اين حكايت سنّ مباركشان در حدود هفتاد قريب به هشتاد مىنمود ، خواستم تفقّد از بازماندگان نمايم ، گفتند : خود حكيم باشى حيات دارند ، شرفياب شده ديدم شيخوخيّت و پيرى اندامشان را در هم شكسته با كمال ضعف و ناتوانى بهسر مىبرد ، بعد از آنكه خود را معرفى و شرح مسافرتم را بيان كردم جناب ايشان به مناسبت فرمودند : كه من در سنهء فلان عازم تشرّف به ارض اقدس شده قبلا براى تسويهء امور و تنظيم وصيتنامه خدمت مرحوم مبرور حجة الاسلام آقاى حاج ملّا محمّد على - نوّر اللّه مضجعه - معروف به حاجى اشرفى شرفياب گرديده ، امر و مقرّر فرمودند كه زمان حركت مخصوصا خدمتشان بروم ، بعد از چهار روز به موقع حركت ، شرفياب شدم پاكتى به من دادند و فرمودند : اين عريضه را لدى الورود تقديم حضور حضرت ثامن الحجج - عليه و على آبائه الطيّبين و أبنائه المعصومين آلاف التحية و الثناء - نموده و در مراجعت جوابش را بياور . البته شنيدن چنين عبارتى از مثل مرحوم حاجى بر من ناپسند آمده عقائد وارداتى كه نسبت به مقامات آن بزرگوار داشتم از دل كاستم ، و اين تكليف را عاميانه پنداشتم ولى ابهّت ايشان مانع شد از اينكه ايرادى نمايم در نهايت بىارادتى از ايشان وداع [ كرده ] به آن آستان ملايك پاسبان مشرّف گرديده عريضه را بر ضريح منوّر گذاردم ، مدّت چند ماه براى تكميل زيارت مجاورت گزيده بالمرّه موضوع حاجى اشرفى و عريضه و جواب آن از نظرم محو گشته بود ، تا شبى كه سحر قصد مراجعت داشتم مغرب براى زيارت وداع مشرّف شده پس از اداى فريضتين ، قيام به نوافل نموده در اثناء نماز ديدم خدّامان عتبهء عرش درجه همگى قرقباش گويان